بسم الله

 

نامرد ِ خفته در مقابل حیدر... بلند شو

وقت اذان رسیده قاتل حیدر!... بلند شو

 

فزت و رب کعبه ی من را قضا مکن

شوری به پا نکن تو در دل حیدر...بلند شو

 

تو ابن ملجمی! و مراد من این بوَد؛

شق القمر به ماه کامل حیدر...بلند شو

 

با خاطرات کوچه و آن درب و میخ سرخ

هم خورده داغ کسی در گل حیدر...بلند شو

 

بعد تحمل نگاه مغیره.... نگاه تو؛

قدری فزوده بر فضائل حیدر...بلند شو

 

از این جهانِ بعد فاطمه سیرم، شتاب کن

تیغ تو راه حل مشکل حیدر...بلند شو

 

دیگر زمان پر زدن من رسیده است

وقت اذان رسیده قاتل حیدر!... بلند شو

 

ح.م