قلم شکسته

تا در شکست، سینه شکست و قلم شکست

به نام خالق اشک

قلم شکسته

تا در شکست، سینه شکست و قلم شکست

پنجشنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۷، ۰۸:۳۶ ب.ظ

قلم شکسته

حنیف منتظرقائم

درباره سايت

about
متاسفانه امکان درج خودکار کادر جستجو یا جعبه دنبال کنندگان در این قالب وجود ندارد، لطفا برای درج از حالت دستی استفاده نمایید.

توضیحات

إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِیفًا

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

اطلاعات سايت

client
client
client
client
client
client
client
client
client
client
client
client

تصاویر برگزیده

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

بهونه

 

بسم الله

بازم برای دیدنت دلم بهونه گیر شده

دلی که از روز ازل به دام تو اسیر شده

کبوتر دلم آقا،پر می زنه تا جمکران

آقا دیگه خسته شدم از نگاهای دیگران

خسته شدم بس که آقا، فکر میکنن که عاشقم

التماس دعا دارن!!! فکر میکنن که لایقم

میگن که خوش به حالت، تو این سن جوونی...

تو راه مهدی(عج) موندی!! یار امام زمونی!!

میگن که تو درس عشق نمره من عالیه!!!!!!

نگاه من ولیکن به این دست خالیه...

آقا دیگه بَسَّمه!! مُردم از این خجالت

چشمای خیسم آقا به این داره دلالت...

که گر گرفته جونم از آتش فراقت

چشام همیشه خیسه ز شوق و اشتیاقت

 (24/7/88)

ح.م

دست تنگی...

 

بسم الله


دوباره قلب زمین بهر آسمان تنگ است

خداکند که ببارد، زمانمان تنگ است

فشرده سینه من را غم جدایی ها

فضای سینه دگر بهر مرغ جان تنگ است

کجاست کوی وصالت؟کجای این غربت؟!

دلم برای رسیدن به کویتان تنگ است

برای من که بسی دور گشتم از کویت

زمان برای رسیدن به لامکان تنگ است

ای آفتاب حضورت دوای درد فراق

برای درک وجودت جهانمان تنگ است

تمام هستیمان، جانمان فدایت باد

ببخش یوسف زهرا که دستمان تنگ است

(15/8/88) 

           ح.م

آبرو...

 

بسم الله


برای عشق تو مولا میدونم خیلی حقیرم

با نگاه به گنبد تو میخوام آبرو بگیرم

همه عشقم،همه شوقم، همه آرزوم همینه

خاک پای زائراتون به روی سرم بشینه

کی میشه منم آقاجون  قاطی کبوترا شم...

برسم به گنبد تو از زمینیا جدا شم

دل تنگم گله داره از جفای این زمونه

به یاد پنچره فولاد میگیره همش بهونه

آقاجون دلم گرفته میشنوی سوز صدامو؟!

درد عالم تو نگامه میبینی اشک چشامو؟!

خیلی وقته که ندیدم آقاجون صحن وسراتو

همه زندگیمو میدم به خدا فقط برا تو

میشه قسمت بشه آقا دوباره بیام زیارت؟

تو خودت راهیم کنی تا سر بازار شهادت

انقدر حرف تو دلم هست که اگه نگم میمیرم

نمیخوام که بیشتر از این وققتو آقا بگیرم

 

(8/8/88)

ح.م

                                                           

شعرهای سوخته

 

شعرهای سوخته

امشب تمام شعر من در ناله هایم سوخته

یک بغض کهنه آتشی در سینه ام افروخته

شوق دیدار مَهی پنهان و غائب از نظر...

چشمان خونبار مرا بر آسمان ها دوخته

تا ابد مسحور و مجنون نگاه مهدی(عج) ام

راه و رسم عاشقی را او به من آموخته

 

88/8/1

                                                       ح.م

امام حسين (ع)

مَاذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ وَ مَا الّذِى فَقَدَ مَنْ وَجَدَكَ؟

پروردگارا! آن كه تو را نيافت، چه يافت و آن كه تو را يافت، چه از دست داد؟

امام علی (ع)

اِعْجابُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ دَلیلٌ عَلى ضَعْفِ عَقْلِهِ

فخر کردن انسان به خودش، نشانه کم عقلى او مى باشد.

امام رضا (ع)

صَديقُ كُلِّ امْرِء عَقْلُهُ وَ عَدُوُّهُ جَهْلُهُ

دوست هر كس عقل او، و دشمنش جهل اوست.

قلم شکسته

تا در شکست، سینه شکست و قلم شکست

با ما در ارتباط باشيد

ما دوست داريم از نظرات شما در اطلاع باشيم

تماس با ما

پست الکترونیک

Hanif41999@Gmail.com

پست الکترونيک

منتظر تماس تان هستيم