قلم شکسته

این قلم بشکسته و مبهوت روی مادر است

۴ مطلب با موضوع «حضرت ماه» ثبت شده است

بسم الله
شکر به خاطر همه نعمت هایی که بدون استحقاق به من عطا کردی!

به کوری چشم همه "او" های عالم و تقدیم به همه ی "تو" های مقدس زندگی ام


از ازل قسمت شده آه دمادم مال ما
سهم بهتر مال او، یک قسمت کم مال ما

سیب سرخ و تازه حوّا نصیب دست او
ندبه ها و گریه های تلخ آدم مال ما

خوب قسمت کرده ای، حرفی ندارم جان تو؛
بی نیاز از سهم او؛ پهنای عالم مال ما

بی خبر از حال "ما"، "او" رفته در دنبال "تو"
کل دریا مال او؛ یک قطره شبنم مال ما

دل پریشانی فقط یک چاره دارد بهر ما
تار مویت را بده!...این حبل محکم مال ما

آسمان هم طاقت بار امانت را نداشت؟!
باشد آقا!...قامتی از غصه ها خم، مال ما

روز اول نان و عشقت را که قسمت کرده ای؛
در جواب ِ «من یُرید...؟» تا که گفتم: مال ما؛

شورشی افتاده در دلها، نمی دانم چرا!
یک نگاه و لذت صد حس مبهم مال ما

آسمان ها مأمن امن رسولان توأند
بین آنها صاحب خلق معظم مال ما

مکه و رکن یمانی و صفا و مروه... نه؛
چشمه های بهتری از آب زمزم مال ما

شوق افطار و دعای ربنّایش مال او
ختم قرآن کردن ِ با سوره غم مال ما

این خوراکی های خوش رنگ و لعاب از بهر او؛
لقمه ای از نذری ماه محرم مال ما

دلبران و قصه های دلبری شان جای خود؛
یک امام و جذبه ابروی پر خم مال ما

آسمان ها مال او، ماه ش ولیکن در عوض؛
 
 #حضرت_سید_علی   ،عشق مجسم، مال ما

کوری چشمان او، دنیا به زیر  دست ماست
جان فشانی بهر این حق مسلم مال ما

پشت جبهه ماندن و مدرک گرفتن مال او
زیر آتش رفتن و خط مقدم مال ما

قار و قار محسن و فریاد شاهین مال او
نغمه های حامد و آوای میثم مال ما *

ما فراتر می رویم از نام "ایران" ای عزیز!
نام زیبای تو هم در قلب پرچم مال ما


ح.م

............................................................................................................

*: محسن نامجو و شاهین نجفی

حامد زمانی،میثم مطیعی

 

 


بسم الله


قسم به واژه ی غربت ، قسم به قلب صبورت
قسم به عمق نگاهت،  به لحظه های حضورت

فدای صورت ماهت، تویی که صاحب مایی
بیا و ضامن ما شو، به رسم قلب شکورت

شبیه مدعیانیم، همیشه غرق تقاضا
همیشه در دل میدان، تویی و قلب جسورت

همیشه فاصله داریم، همیشه ما گله داریم
پناه غربت ما شد، دوباره صوت غیورت

دوباره رد شدی از خود، دوباره واهمه دارم
خجل ز ظلمت قلبم، خجل ز تابش نورت

ببخش اگر که نمردیم، ببخش اگر که شکستیم
دوباره شیشه ی قلبت، دوباره تنگ بلورت


ح.م

 

بسم الله


وقتی که سال دوری و هجران جدید شد

جانم رسید بر لب  و دردم شدید شد

از بس که زل زده ام بر مسیر آمدنت

حتی نگاه جاده در نظرم ناپدید شد

تفسیر نمی کنم اما دلم به خود لرزید

وقتی که انگشتری ِ شمس ِ آقا، حدید شد

خوشا که جمعه  اول ، روز دیدنت باشد

بیا که منتظران را شب هجران مدید شد

 

(اولین جمعه 89)

 ح.م

 

عمّاریه

رهبرا ما همگی عاشق و بیمار توئیم

مست از جام بصیرت،همه بیدار توئیم

از روز ازل عشق تو در جان و دل ماست

ما تا ابد الدّهر فدائی و گرفتار توئیم

جان عالم به فدایت تو اگر اذن دهی

همه مالک، همه میثم، همه عمّار توئیم

 

ح.م

<