img

به وبسايت ما خوش آمديد

با استفاده از يا می توانيد بين بخش های مختلف وبسايت جابه جا شويد

وارد شويد

قلم شکسته

تا در شکست، سینه شکست و قلم شکست

ادامه

جُمع الشمس و القمر...

بسم لله

 

از اواسطش روضه است

هر کس نمیتواند، نخواند

 

 

لیله ی قدر ِ چشم تر اینجاست

چون خدا هم که تا سحر اینجاست

 

قبر شش گوشه ای که خوابیده؛

زیر پای پدر، پسر، اینجاست

 

یک طرف ماه و یک طرف خورشید؛

«جُمع الشمس و القمر...» اینجاست

.

.

.

.

روضه ها ناگهانی و آنی است

اینکه شعرش کنی هنر اینجاست

 

صحنه هایی امان من برده؛

زخم کاری ِ بر جگر اینجاست

 

دو قدم قبل علقمه...یک مرد؛

دست تنهای بر کمر، اینجاست

 

یا که مردی و خنجری پر خون؛

نعره می زد که دردسر اینجاست

 

می برید و به زیر لب می گفت:

شک ندارم که یک نفر اینجاست

.

.

.

 

نیزه اش ناگهان سبک تر  شد

نعره زد یکنفر که "سر" اینجاست

.

.

.

 

 

گرچه  لایمکن الفرار از غم

مادرت گفت بیا...مَفر اینجاست

ح.م


 وخسف القمر. وجمع الشمس والقمر
و ماه تاریک می‌شود و خورشید و ماه جمع شوند. سوره قیامه آیات 8 و
9

فصل نخست

 

بسم الله


دریا...غزل...بهانه...نفس...حس  و خستگی؛

این واژه های تا دم آخر، همیشگی؛

 

با یک نگاه معجزه آسای چشم تو؛

شد شعر عاشقانه ی داغ و دو ویژگی:

 

شعری ز قلب عاشق من نذر چشم تو

شعری چکیده از غم چشمت به سادگی

 

 

من در پیاله عکس تو را دیده ام..بیا؛

تا فارغم کنی تو از این داغ تشنگی

 

 

این جزر و مد قلب من از کودکی هنوز؛

دارد به بوی موی سیاه تو بستگی

 

 

من پا به پای قطره ی باران دویده ام

از پیش ابرِ فاصله تا رود زندگی

 

جاری شدم میان تن دشت خنده هات

جاری شدم شبیه تو و حس تازگی

 

 

گل بوته های عشق تو در انقلاب رنگ

چشمم اسیر جاذبه و حس خیرگی

 

 

بر روی برگ تازه یاس ی نوشته شد:

فصل نخست قصه ی عشقی، به سادگی

 

ح.م


باران تابستان

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

من با نگاه آخری ات مبتلا شدم

بسم الله

 

حوّا شدی که آدم این قصه ها شدم

از قید و بند حور و پری ها رها شدم

 

با بوی سیب سرخ تو در ربّنای عشق؛

وقت هبوط قطره ی اشکت، دعا شدم

 

یا تو میان واژه ی «یا رب» نشسته ای؛

یا من اسیر کفر تو، از دین جدا شدم

 

مثل خلیل بت شکنی، با تبر بیا؛

حالا برای ضربه زدن ها؛ سزا شدم

 

تا ساحران قلب مرا منقلب کنی؛

موسی شدی و معجزه ات را عصا شدم

 

این قلب مرده را که مسیحا دوا نکرد

با قطره های اشک تو آخر، دوا شدم

 

یک اعتراف ساده و اشکی که جاری است

من نذر گریه های تو بودم، ادا شدم

 

تقصیر سیب و گندم و حوّا نبود و نیست

من با نگاه آخری ات مبتلا شدم

ح.م

خاطرات نجف

بسم الله

چون باغ رد شده از نوبهار عمر
بر عمر رفته ز کف گریه می کنم

مبهوت جذبه ی ایوانی از طلا
بر خاطرات نجف گریه می کنم

دارایی ام، دو سه قطره، همین وبس
چون دُر به قلب صدف، گریه می کنم

کل ملائکه در صف به انتظار؛
من هم که آخر ِ صف گریه می کنم

فارغ ز علت و معلول اشک ها
اینجا بدون هدف گریه می کنم

این گریه وقف تو و خاندان توست
من بهر کسب شرف گریه می کنم

دلتنگ روی تو هستم..نگاه کن
بر خاطرات نجف گریه می کنم


ح.م

من حیدرم...


بسم الله

من حیدرم که ساقی اهل ولا شدم
خیبر شکسته شد که شه لافتی شدم

من حیدرم که در شب معراج احمدی
در پیش چشم خیس محمد(ص)، خدا شدم

در زیر چادری که نه خاکی، نه پاره بود
من هم عمود خیمه ی اهل کسا شدم

کیسه به دوش شهر غم و غصه ها منم؛
من همنشین سفره سرد گدا شدم

من حیدرم که صاحب داغ ولایت است
من حیدرم که در غم زهرا(ع)، فنا شدم

من حیدرم ، به  خیبریان آشنا ترم؛
حالا اسیر حیله نسل زنا شدم

فصل صبوری است و همان طرفه خاک غم
عاشق شدم که لایق جام بلا شدم

دستی که بسته است و چهل مرد نابکار....
شرمنده تر ز حضرت خیر النسا شدم


او تا به آخرین نفسش پای کار من؛
من هم به داغ غربت او مبتلا شدم


آن ضربه های آخری اش خواب هر شبم؛
آن آخرین لگد... که  ز زهرا(س) جدا شدم


شق القمر نمودن ما اکتسابی است
من ماهرانه صاحب فرق دوتا شدم

این ضربتی که زد به سرم، نعمت خداست
از فکر خنده های مغیره رها شدم

من هم شبیه قلب حسن(ع) با سکوت و درد
اهل غروب و گریه و بغض و  خفا شدم

از ماجرای کوچه و سیلی و میخ در؛
مشکل گشای عالمم و  بی دوا شدم

رد می شوم ز کوچه و دود و هجوم و در؛
آتش درون سینه نهفتم...فدا شدم

این بار دوم است که من میخورم زمین؛
آندفعه از هراس هجوم و تو...پا شدم


مادر، میان کعبه مرا نذر قبله کرد
حالا میان قبله ی چشمت ادا شدم

ح.م


آخرين نظرات

سلام علیکم اجرکم عندالله. خیلی عالی بود

با تشکر و سپاس بسیار عالی و جانسوز ...

سلام علیکم. ایام تسلیت... عللی ...

سلام، این شعر  هر روز سروده ...

سلام علیکم به به کم الله   فوق ...

راه شعرا دور ز راه عرفا نیست... موفق باشید.

سلام و ادب.......خدا قوت..اجرتون ...

سلام. زیبا، دلنشین، فوق العاده! ...

{باعرض سلام وادب واحترام} ...

گالری عکس

درباره سايت

قلم شکسته

إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِیفًا

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

اطلاعات تماس، پيوندها و ...

اطلاعات تماس

  • ايميل
  • تلفن
    --
  • مدير سايت
  • امروز:
    يكشنبه, ۱۳ آذر ۱۴۰۱، ۰۹:۴۲ ق.ظ

قدرت گرفته از بلاگ بيان