قلم شکسته

این قلم بشکسته و مبهوت روی مادر است

۱ مطلب در مهر ۱۳۹۴ ثبت شده است

بسم الله

شکر لله آمدم تحت لوای چشم تو 
شکر لله کرده دل را مبتلای چشم تو

زیر و رویم میکند طرز نگاهت ماه من
ای همه دار و ندار من فدای چشم تو

داده شیرم مادرم با طعم اشک روضه ها؛ 
اهل هیئت گشته ام من از دعای چشم تو

روی دستان پدر بودم که گفتم «یا حسین(ع)»
ای همه ایل و تبار من گدای چشم تو 

بی حیایی کار من بود و تو آقایی حسین(ع)
آبم آخر میکند آقا حیای چشم تو 

هر چه من بد بوده ام مهرت فراوان تر شده؛
خانه زادم کرده آقا این وفای چشم تو

ای به قربان لب خونی و چشم پر غمت
آمدم پر پر شوم من در عزای چشم تو

قطره ای اشک و کمی هم ناله دارم... ای خدا!
کاری از دستم نمی آید برای چشم تو


مثل قاسم، مثل اکبر یا که نه...مانند جون؛
دست و پا خواهم زد آخر در منای چشم تو
ح.م

<