قلم شکسته

این قلم بشکسته و مبهوت روی مادر است

بسم الله

صبر ِعلیّ مرتضی گنجینه تو
یک چادر خاکی غم  دیرینه تو

محرم نبودم مرهم زخم تو باشم
داغی شدم آقا به روی سینه تو

آیینه قلب تو را حتی شکستم؛
دشت نگاهم پر شد از آیینه تو

بد بوده ام اما تو دستم را گرفتی؛
جانم فدای سینه بی کینه تو

هر هفته حسرت میخورم یک بار دیگر؛
جا مانده ام آقا من از آدینه تو

ح.م

  • حنیف منتظرقائم

نظرات (۱)

  • سعید ابراهیمی
  • خوش بحالتون
    خیلی دلم میخواد دستم در شعر گفتن راه بیفته!
    یا زهرا
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    <