قلم شکسته

تا در شکست، سینه شکست و قلم شکست

به نام خالق اشک

قلم شکسته

تا در شکست، سینه شکست و قلم شکست

پنجشنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۷، ۰۸:۴۴ ب.ظ

قلم شکسته

حنیف منتظرقائم

درباره سايت

about
متاسفانه امکان درج خودکار کادر جستجو یا جعبه دنبال کنندگان در این قالب وجود ندارد، لطفا برای درج از حالت دستی استفاده نمایید.

توضیحات

إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِیفًا

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

اطلاعات سايت

client
client
client
client
client
client
client
client
client
client
client
client

تصاویر برگزیده

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

یلدای تو...

بسم الله

برای شب یلدا!

 

دل که آسودگی از داغ تو را دوست نداشت

اگرم خواست، غم عشق تو اغلب نگذاشت

 

مثل امشب که به گیسوی تو خورده ست گره

کس شبیه تو غمی بر دل امشب نگذاشت

 

در شبی که غزل و حافظ و سعدی جمع اند

فکر آشفتگی خاطر زینب(س) نگذاشت

 

که غزل های دلش باز کمر راست کنند

واژه ها را مثل هر بار مرتب نگذاشت

 

هر اناری به نگاهش جگری پر خون شد

بس که این طبع پریشان شده از تب نگذاشت

 

حافظی خواست که با فال تو غوغا بکند

این غزل های پر از غصه لبالب نگذاشت

 

غزلی خواند ز رندان و لب تشنه و بعد...

فکر آیات پریشانی یک لب نگذاشت

 

شام یلدای غم عشق تو او را می کشت

مادرت آمد و با ناله «یا رب» نگذاشت


ح.م



 

 

شعر داغ است!

هجده ستاره


بسم الله


کهکشان نگاه این بانو

داغ هجده ستاره را دیده ست

 

تا رسیده ست بر سر گودال؛
نفس در شماره را دیده ست

 

جای بوسیدنی ترین حنجر

گردن پاره پاره را دیده ست

 

روی جسمی که زینت عرش است

رقص صدها سواره را دیده ست

 

روی موهای طفل دردانه ش

جای چنگ شراره را دیده ست

 

کوچه یک دانه اش حسن را کشت

کوچه های دوباره را دیده ست

 

چشم او محو چشم سقا بود

ناگهان یک اشاره را دیده ست

 

سر که چرخیده سوی یک بازار

چشم او گاهُواره را دیده ست

 

بی خودی نیست قامتش خم شد

داغ هجده ستاره را دیده ست

 

ح.م


حق آب و گل

بسم الله

 

داغ یک کربلا شقایق را

ما چو پروانه ها به دل داریم

 

ما پریشان روی سقائیم

سینه ای داغ و مشتعل داریم

 

تکه تکه شویم اگر صد بار

بر زبان ذکر متصل داریم

 

یا علی(ع)، یا حسین(ع) و یا زینب(س)

دشمنان را ز خود خجل داریم

 

زاده ی اشک و تربت عشقیم

کربلا حق آب و گل داریم


ح.م


گنبد

بسم الله

 

اذن دخول حرم تو...یا ابالفضله....

 

 

یک کبوتر مگر چه می خواهد؟

جز کمی جا ز پهنه ی گنبد

 

ذکر یا ساقی العطاشا شد

چون دوا بهر تشنه ی گنبد

 

او تپش های قلب خود را داد

چون امانت به سینه ی گنبد

 

زیر پرچم نفس نفس جان داد

زنده شد روی صحنه ی گنبد

 

یک کبوتر مگر چه می خواهد؟

جز کمی جا ز پهنه ی گنبد


ح.م


خاطرات نجف

بسم الله

چون باغ رد شده از نوبهار عمر
بر عمر رفته ز کف گریه می کنم

مبهوت جذبه ی ایوانی از طلا
بر خاطرات نجف گریه می کنم

دارایی ام، دو سه قطره، همین وبس
چون دُر به قلب صدف، گریه می کنم

کل ملائکه در صف به انتظار؛
من هم که آخر ِ صف گریه می کنم

فارغ ز علت و معلول اشک ها
اینجا بدون هدف گریه می کنم

این گریه وقف تو و خاندان توست
من بهر کسب شرف گریه می کنم

دلتنگ روی تو هستم..نگاه کن
بر خاطرات نجف گریه می کنم


ح.م

قرار بی نشان ها

بسم الله

حیدر میان اهل زمین، غرق غربت است
او آشنا به نقشه هفت آسمان هاست

فزت و ربّ کعبه کلید گشایشی؛
بهرگلوی من ز همه استخوان هاست

این زخم سر که تا جگرم را دریده است
حالا چه وقت بستن این پانسمان هاست

من بعد چاه کوفه، فقط با تو گفته ام
دختر همیشه بِه ز همه همزبان هاست

پایان گرفته کار علی، گریه بس کنید
حالا زمان گفتن از آن خیزران هاست

عباس را بگو که بیاید کنار من؛
دلشوره ام ز چشم بد ساربان هاست

قلبم برای لحظه ای  آتش گرفته که؛
تیر سه شعبه مانع از گفتمان هاست

از نسل من دوباره  ندا می دهد کسی؛
با پرسشی که صدر همه پرسمان هاست

این کشته ی فتاده به هامون حسین(ع) ماست؟
آن لحظه لرزه بر تن مرثیه خوان هاست

زینب(س)،هنوز مانده که شیون کنی ز دل؛
یک کربلا که فاصله تا آن زمان هاست

این بوی یاس هاتف غیبی ز مادر است
عهد و قرار عاشقی بی نشان هاست

زهرا(س) دوباره آمده تا یاورم شود؛
یک خنده اش دوای همه خسته جان هاست
ح.م

سخت می شود...

برای روضه 5 شنبه شب حاج منصور، مسجد ارک

بسم الله

ما تحبس الدعا شدگان را نگاه کن
روضه بدون ذکر و دعا سخت می شود

گاهی میان ذکر غریبانه از کمیل
خواندن ز سید الشهدا سخت می شود

مداح پیر نام تو را میبرد هنوز
هر جا که کار روضه به ما سخت می شود

شرمنده ایم طاقتمان کم شده ولی،
این روضه ها به جان شما سخت می شود

سقا تویی...تشنه ی مشک محبتیم
دست بریده...قد دوتا...سخت میشود

تو کاشف تمام کروبی ز قلب عشق
بی تو که کار زینب کبری سخت می شود

شاعر دوباره ناظر یک صحنه ای شده ست
وقت غروب...یک زن تنها...سخت میشود

دیگر زبان شعر به لکنت رسیده است
نیزه برای رأس جدا؟.....سخت میشود

باید دوباره نام تو را بر زبان بریم
هر جا که کار روضه به ما سخت می شود

ح.م

رکاب نقره کوب

بسم الله


برای یار غائب از نظر، در آستانه ورود به ماه رحمت


نقره کوب است رکاب تن مهتابی ماه
چشم شهلای تو فیروزه ی دلها گردد

از "الف" گفتی و "یا" هم  به شما وابسته است
تا که دستخط تو آموزه ی دل ها گردد

به سفر رفته ای و شوق رسیدن به شما؛
باعث نیت ده روزه ی دل ها گردد

تشنه ی بوسه ولی لب به لب ایم از عشقت
پر ز اشک غم تو، کوزه ی دل ها گردد

خوردن حسرت آن سیب نگاهت ای جان!
نکند مبطل این روزه ی دل ها گردد

ح.م

برابر با اصل

 

بسم الله

 

چه معبری زده از آسمان خدا امشب

شمیم زلف کسی بوی عنبر آورده

 

و جبرئیل برای رساندن این نور

فرشته های فراوان به معبر آورده

 

و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید

برای حضرت لیلا که دلبر آورده

 

 

برای آنکه ندیده رسول رحمت را

دوباره نسخه اصل و برابر آورده

 

و خنده های ملیحش تبسم قرآن

خدا برای امامش پیمبر آورده

 

امام نافله ی خون، موذنش را هم

برای گفتن الله اکبر آورده

 

ح.م

امام حسين (ع)

مَاذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ وَ مَا الّذِى فَقَدَ مَنْ وَجَدَكَ؟

پروردگارا! آن كه تو را نيافت، چه يافت و آن كه تو را يافت، چه از دست داد؟

امام علی (ع)

اِعْجابُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ دَلیلٌ عَلى ضَعْفِ عَقْلِهِ

فخر کردن انسان به خودش، نشانه کم عقلى او مى باشد.

امام رضا (ع)

صَديقُ كُلِّ امْرِء عَقْلُهُ وَ عَدُوُّهُ جَهْلُهُ

دوست هر كس عقل او، و دشمنش جهل اوست.

قلم شکسته

تا در شکست، سینه شکست و قلم شکست

با ما در ارتباط باشيد

ما دوست داريم از نظرات شما در اطلاع باشيم

تماس با ما

پست الکترونیک

Hanif41999@Gmail.com

پست الکترونيک

منتظر تماس تان هستيم