قلم شکسته

این قلم بشکسته و مبهوت روی مادر است

۳ مطلب با موضوع «حضرات معصومین(ع)» ثبت شده است

 

بسم الله

هر دم صدا کردم به دل نام شما را

حس کرده قلبم ناز دستان خدا را

 

فرصت ندادی تا بگویم من که هستم!

هر دفعه حاجت داده ای فوراً گدا را

 

پاکیزه تر از آب کوثر بوده ای تو؛

در سعی چشمان تو دیدم من صفا را

 

ردّ نگاهت را گرفتم، تا خدا رفت

چشمت مسلمان کرده جانا انبیا را

 

گمراهی از راه تو ممکن نیست؛...وقتی؛

حتی هدایت کرده ای اهل بلا را

 

از نسل شیطان بوده هر کس بی شما بود

در حق تان هر کس روا کرده جفا را

 

بزم شراب و هتک حرمت های دائم

بر ما تداعی میکند یک ماجرا را

 

گنجینه ای از داغ بی پایان عشقی؛

در سامرایت دیده ام من کربلا را

ح.م

 

بسم الله

 

شهادت امام هادی(ع) است....
به امید نگاهش...


دلم دوباره هوایی سامرایت شد
فدای نام قشنگت علی، نقی، هادی

اگر که یاد تو هستم، حقیقتش این است؛
دوباره یاد من بی وفا، تو افتادی

منم که گم شده ام در غبار غفلت خود
تویی که راه حرم را به من نشان دادی

دوباره گنبدتان مثل روز اول شد؟
چه حس خوب و غریبی گرفته این وادی

اسیر فاصله هایم ولی شما ارباب!
ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادی

غریب سامره! از غصه هات پیدا بود
تو هم شبیه حسن(ع) با غریبی همزادی

ز حجم غربتتان دل نفس نفس می زد
همینکه  راه حرم را به من نشان دادی...

ح.م

 

میلاد امام حسن عسگری(ع) مبارک باشد انشاءالله

 

مخصوص میلاد نیست...ولی...
دست شعرمان خالیست!!

بسم الله
هر شب نگاه مضطرم تا  آسمان ها می رود
یاد امامم کرده ام در این لیالی بیشتر
گنجینه ی عشق شما سرمایه دارم کرده است
هرگز نبودم در پی مال و منالی بیشتر
اصلا مرام شیعه نیست بی داغ و ماتم سر کند
بر عاشقان واجب شده آشفته حالی بیشتر
در سامرایت گم شده راز دل زار بقیع
درگیر غربت می شوم در این حوالی بیشتر
با نام هایت ای صنم! من درد دل ها کرده ام
مجنون ترینم کرده این « مولی الموالی» بیشتر
 
ح.م
                

<