img

به وبسايت ما خوش آمديد

با استفاده از يا می توانيد بين بخش های مختلف وبسايت جابه جا شويد

وارد شويد

قلم شکسته

تا در شکست، سینه شکست و قلم شکست

ادامه

شبیه مادر خود...

بسم الله
آمدیم از وفات مادر ِ مادرمان بنویسیم، این دل دیوانه مان رفت جای دیگری....



زینب!...عزیز دلم!...پیش من بیا
دیگر زمان جدایی رسیده است
مادر فدای نگاهت... کمی بخند
دختر، به خانمی ات، کس ندیده است


دیگر شبیه مادر خود رفتنی شدم
حالا تو جای من و علی چون پیمبر است
باید برای دختر خود درد دل کنم
دختر همیشه محرم اسرار مادر است

من هم درست مثل تو اینجا نشسته ام
وقتی که مادرم نفس اخرش کشید
کوچک، شبیه تو بودم در آن زمان؛
وقتی که جان خسته مادر به لب رسید

آغوش گرم مادری اش وقف گریه ام
شمع نگاه ش قدرت سو سو زدن نداشت
سر تا به پا فدایی دین خدا شد و...
حتی برای رفتن خود یک کفن نداشت

.

.

.


گریه کردی؟ چه شد مگر زینب؟
من که حرف از حسین نیاوردم؟!!
جان مادر نفس بکش دختر!
از کبودی ِ رنگ تو مُردم


تا که حرف از کفن زدم هر بار
بغض تو آتشی به قلبم زد
جان مادر! بیا عزیز دلم
ابر غمها به چشم تو نم زد

جبرئیل از بهشت حق آورد
کفنی از برای مادر من
کربلا هم خدا بزرگ است و...
کفنی میدهد به خاطر من

هر چه از دوست می رسد نیکوست
اگر حتی ز بوریا باشد
پیرهن میدهم به تو ببری؛
صاف و ساده که بی ریا باشد


چادرم هم امانت است زینب
تا تو خاکی ترش کنی مادر
بعد تو یک رقیه ای هم هست
سعی کن تا سرش کنی مادر

پدرم پشت در رسید اکنون
فرصت مادر تو کوتاه است
مژده ای میدهم تو را زینب
که پناه تو قرصی از ماه است

اگر چه ما و حسن می رویم از پیشت
ولی تو غصه نخور...ماه هاشمی داری
برای قلب حسین ت که کاشف الکرب است
تو با وجود اباالفضل مگر غمی داری؟!!

زمان رفتن من شد، تو مانده ای زینب
میان غربت بابا و این برادر ها
خدا به قلب تو کرده عنایتی مادر!
صبور تر شده ای ماورای باور  ها

تمام عصمت من در نگاه تو باقیست
شبیه مادر خود میشوی...خداحافظ
چه زود میرسد آن روز واقعه...گودال
به سوی مادر خود میدوی...خداحافظ

ح.م

زینت نام پدر

بسم الله

میلاد حضرت زینب(س)، عمه سادات مبارک باشد

خواستیم برای میلادش شعری دست و پا کنیم مثل همیشه قلم سر از کربلا در آورد....عذر تقصیر....

از زبان حضرت امیر(ع)...

شکر لله که خدا خواسته دختر باشی
باعث دل خوشی حضرت مادر باشی

چادرش را که سرت می کنی انگار بناست؛
با خود فاطمه(س) باید که برابر باشی

روی پیشانی تو "ام ّ مصائب" خواندم
آمدی ناظر آن فاجعه ی "در" باشی


خون رگ های حسین(ع) و گل تو ممزوجند
و مقدر شده ای عشق! تو خواهر باشی

آمدی تا به  شب عاشقی اش هر لحظه؛
سایه ی همقدم ماه ِ برادر باشی

ناجی قلب حسینی... برسانی خود را؛
قبل او کاش تو بر پیکر اکبر باشی

بی عمود است اگر خیمه سقا، زینب(س)!
بهتر این است خودت ساقی اصغر باشی




زینت نام پدر!... زینب من! ...باید که؛
بعد آن واقعه، در کوفه، تو حیدر باشی


کربلا...کوفه و در شام بلا... زینب جان!
باید آماده افتادن معجر باشی

غصه های تو تمامی که ندارد بابا!
که خدا خواسته تو معنی مضطر باشی

آمدی خنده به لب های همه افتاده
گریه هستی تو که در خنده مستّر باشی


ح.م

اسرار قرآنی

 

بسم الله

 

از زبان حضرت زینب(س)

 

ما چهل روز است از داغ تو بارانی شدیم

پیش اسماعیل چشمان تو قربانی شدیم

 

یوسفی گم گشته داریم و ز بوی پیرُهن

با قدی خم راهی این دشت کنعانی شدیم

 

کاف و هاء و یاء و عین و صاد ما از هم گسست

ما هم آخر جزء این اسرار قرآنی شدیم

 

آسمان چشم ما هجده قمر را دید و بعد؛

در خسوفی مات خون روی پیشانی شدیم

قد خم، چشم کبود و موی از داغت سپید

همنشین گریه ها و اشک پنهانی شدیم

 

 

مختصر گویم ، گلویم نا ندارد جان تو

از کبودی ها حسین جان! مادر ثانی شدیم

 

مثل پروانه به گرد شمع رویت پر زدیم

سوختیم و کشته آن رأس نورانی شدیم

 

گرد خاکستر به رویت بود و قدری هم گلاب؛

بغض خولی در دل و مدیون نصرانی شدیم

 

 

تا تو رفتی و علمدار و علی اکبرت؛

زینت هر مجلس عصیان و مهمانی شدیم

 

کوفه و شام و هیاهو و صدا و هلهله

چون اسیران وارد شهری چراغانی شدیم

 

کربلای دیگری در کوفه برپا گشته بود

تازه آنجا غصه دار مسلم و هانی شدیم

 

ما که آبادانی هفت آسمان از عشق ماست

در کنار کاخ ظلمت، وقف ویرانی شدیم

 

آیه آیه بر لبت شرح فراق زینب است

در خرابه غرق آن آوای روحانی شدیم

 

 

اینهمه خواندم ولیکن بغض دلها وا نشد؛

ما چهل روز است در این غصه زندانی شدیم

 

ح.م

 

هجده ستاره


بسم الله


کهکشان نگاه این بانو

داغ هجده ستاره را دیده ست

 

تا رسیده ست بر سر گودال؛
نفس در شماره را دیده ست

 

جای بوسیدنی ترین حنجر

گردن پاره پاره را دیده ست

 

روی جسمی که زینت عرش است

رقص صدها سواره را دیده ست

 

روی موهای طفل دردانه ش

جای چنگ شراره را دیده ست

 

کوچه یک دانه اش حسن را کشت

کوچه های دوباره را دیده ست

 

چشم او محو چشم سقا بود

ناگهان یک اشاره را دیده ست

 

سر که چرخیده سوی یک بازار

چشم او گاهُواره را دیده ست

 

بی خودی نیست قامتش خم شد

داغ هجده ستاره را دیده ست

 

ح.م


مُهر غربت

بسم رب الحسین(ع)


این همه راه آمدم حالا بیا با من بگو

آن عبای کهنه و انگشتر دست تو کو؟

 .

.

.

روضه است

هر که خواست در ادامه مطلب بخواندش

 

حلالم کن...

 

بسم الله

 

از زبان بی بی زینب (س)...

 

هلالی گشته ای ای ماه ِ کنعانی...حلالم کن
الا ای یوسف در چاه زندانی...حلالم کن

کدامین چاه؟ یوسف نه!...تو سالار منی امّا؛
در این صحرا اسیر نیزه دارانی...حلالم کن

چه زیباتر شدی بالای آن نیزه... بنفسی انت
تو همواره به قرص ماه می مانی...حلالم کن

به جنگ سنگ ها رفتی که اینگونه تَرک خوردی؟
چرا خونی شده بالای پیشانی؟...حلالم کن

میان قتله گه از یاد من رفت این سوال سخت:
عبایت کو؟...چرا اینگونه عریانی؟...حلالم کن

هجوم هلهله آزرده کرده گوش جانم را
کمی قرآن بخوان با صوت روحانی...حلالم کن

چقدر زیباست این آیه، به یاد مادر افتادم
همین طوری تو یاسین را که میخوانی...حلالم کن

امانت دار خوبی هم نبودم ای برادر جان!
به رویم هم نیاوردی ، که میدانی...حلالم کن

نگاهم کن!...مبند چشمان خود را غیرت الله
ببخشا بر من این گیسو پریشانی...حلالم کن

از اول هم به تو گفتم به طفلانت نظر دارند
چرا ای مرد من! اینگونه حیرانی؟...حلالم کن

مخور غصه!...نفس دارم...جواب خصم تو با من
زنم بر هم  بساط بزم و مهمانی...حلالم کن

حلالم کن که اصلا کودکانت را نگه کردند
کمی حایل شدم اما...نمیدانی...حلالم کن


برایت مادری کردم حسین!... حالا پدر باش!
نوازش کن مرا بابای بارانی...حلالم کن

ندارد خواهرت چیزی  به جز این جان ناقابل
بیا و قبل این که با نگاه خویش بستانی...حلالم کن

 

ح.م


آخرين نظرات

سلام علیکم اجرکم عندالله. خیلی عالی بود

با تشکر و سپاس بسیار عالی و جانسوز ...

سلام علیکم. ایام تسلیت... عللی ...

سلام، این شعر  هر روز سروده ...

سلام علیکم به به کم الله   فوق ...

راه شعرا دور ز راه عرفا نیست... موفق باشید.

سلام و ادب.......خدا قوت..اجرتون ...

سلام. زیبا، دلنشین، فوق العاده! ...

{باعرض سلام وادب واحترام} ...

گالری عکس

درباره سايت

قلم شکسته

إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِیفًا

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

اطلاعات تماس، پيوندها و ...

اطلاعات تماس

  • ايميل
  • تلفن
    --
  • مدير سايت
  • امروز:
    يكشنبه, ۱۳ آذر ۱۴۰۱، ۰۹:۲۱ ق.ظ

قدرت گرفته از بلاگ بيان