قلم شکسته

تا در شکست، سینه شکست و قلم شکست

به نام خالق اشک

قلم شکسته

تا در شکست، سینه شکست و قلم شکست

پنجشنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۷، ۰۸:۱۵ ق.ظ

قلم شکسته

حنیف منتظرقائم

درباره سايت

about
متاسفانه امکان درج خودکار کادر جستجو یا جعبه دنبال کنندگان در این قالب وجود ندارد، لطفا برای درج از حالت دستی استفاده نمایید.

توضیحات

إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِیفًا

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

اطلاعات سايت

client
client
client
client
client
client
client
client
client
client
client
client

تصاویر برگزیده

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

شبیه مادر خود...

بسم الله
آمدیم از وفات مادر ِ مادرمان بنویسیم، این دل دیوانه مان رفت جای دیگری....



زینب!...عزیز دلم!...پیش من بیا
دیگر زمان جدایی رسیده است
مادر فدای نگاهت... کمی بخند
دختر، به خانمی ات، کس ندیده است


دیگر شبیه مادر خود رفتنی شدم
حالا تو جای من و علی چون پیمبر است
باید برای دختر خود درد دل کنم
دختر همیشه محرم اسرار مادر است

من هم درست مثل تو اینجا نشسته ام
وقتی که مادرم نفس اخرش کشید
کوچک، شبیه تو بودم در آن زمان؛
وقتی که جان خسته مادر به لب رسید

آغوش گرم مادری اش وقف گریه ام
شمع نگاه ش قدرت سو سو زدن نداشت
سر تا به پا فدایی دین خدا شد و...
حتی برای رفتن خود یک کفن نداشت

.

.

.


گریه کردی؟ چه شد مگر زینب؟
من که حرف از حسین نیاوردم؟!!
جان مادر نفس بکش دختر!
از کبودی ِ رنگ تو مُردم


تا که حرف از کفن زدم هر بار
بغض تو آتشی به قلبم زد
جان مادر! بیا عزیز دلم
ابر غمها به چشم تو نم زد

جبرئیل از بهشت حق آورد
کفنی از برای مادر من
کربلا هم خدا بزرگ است و...
کفنی میدهد به خاطر من

هر چه از دوست می رسد نیکوست
اگر حتی ز بوریا باشد
پیرهن میدهم به تو ببری؛
صاف و ساده که بی ریا باشد


چادرم هم امانت است زینب
تا تو خاکی ترش کنی مادر
بعد تو یک رقیه ای هم هست
سعی کن تا سرش کنی مادر

پدرم پشت در رسید اکنون
فرصت مادر تو کوتاه است
مژده ای میدهم تو را زینب
که پناه تو قرصی از ماه است

اگر چه ما و حسن می رویم از پیشت
ولی تو غصه نخور...ماه هاشمی داری
برای قلب حسین ت که کاشف الکرب است
تو با وجود اباالفضل مگر غمی داری؟!!

زمان رفتن من شد، تو مانده ای زینب
میان غربت بابا و این برادر ها
خدا به قلب تو کرده عنایتی مادر!
صبور تر شده ای ماورای باور  ها

تمام عصمت من در نگاه تو باقیست
شبیه مادر خود میشوی...خداحافظ
چه زود میرسد آن روز واقعه...گودال
به سوی مادر خود میدوی...خداحافظ

ح.م

زینت نام پدر

بسم الله

میلاد حضرت زینب(س)، عمه سادات مبارک باشد

خواستیم برای میلادش شعری دست و پا کنیم مثل همیشه قلم سر از کربلا در آورد....عذر تقصیر....

از زبان حضرت امیر(ع)...

شکر لله که خدا خواسته دختر باشی
باعث دل خوشی حضرت مادر باشی

چادرش را که سرت می کنی انگار بناست؛
با خود فاطمه(س) باید که برابر باشی

روی پیشانی تو "ام ّ مصائب" خواندم
آمدی ناظر آن فاجعه ی "در" باشی


خون رگ های حسین(ع) و گل تو ممزوجند
و مقدر شده ای عشق! تو خواهر باشی

آمدی تا به  شب عاشقی اش هر لحظه؛
سایه ی همقدم ماه ِ برادر باشی

ناجی قلب حسینی... برسانی خود را؛
قبل او کاش تو بر پیکر اکبر باشی

بی عمود است اگر خیمه سقا، زینب(س)!
بهتر این است خودت ساقی اصغر باشی




زینت نام پدر!... زینب من! ...باید که؛
بعد آن واقعه، در کوفه، تو حیدر باشی


کربلا...کوفه و در شام بلا... زینب جان!
باید آماده افتادن معجر باشی

غصه های تو تمامی که ندارد بابا!
که خدا خواسته تو معنی مضطر باشی

آمدی خنده به لب های همه افتاده
گریه هستی تو که در خنده مستّر باشی


ح.م

یلدای تو...

بسم الله

برای شب یلدا!

 

دل که آسودگی از داغ تو را دوست نداشت

اگرم خواست، غم عشق تو اغلب نگذاشت

 

مثل امشب که به گیسوی تو خورده ست گره

کس شبیه تو غمی بر دل امشب نگذاشت

 

در شبی که غزل و حافظ و سعدی جمع اند

فکر آشفتگی خاطر زینب(س) نگذاشت

 

که غزل های دلش باز کمر راست کنند

واژه ها را مثل هر بار مرتب نگذاشت

 

هر اناری به نگاهش جگری پر خون شد

بس که این طبع پریشان شده از تب نگذاشت

 

حافظی خواست که با فال تو غوغا بکند

این غزل های پر از غصه لبالب نگذاشت

 

غزلی خواند ز رندان و لب تشنه و بعد...

فکر آیات پریشانی یک لب نگذاشت

 

شام یلدای غم عشق تو او را می کشت

مادرت آمد و با ناله «یا رب» نگذاشت


ح.م



 

 

شعر داغ است!

اسرار قرآنی

 

بسم الله

 

از زبان حضرت زینب(س)

 

ما چهل روز است از داغ تو بارانی شدیم

پیش اسماعیل چشمان تو قربانی شدیم

 

یوسفی گم گشته داریم و ز بوی پیرُهن

با قدی خم راهی این دشت کنعانی شدیم

 

کاف و هاء و یاء و عین و صاد ما از هم گسست

ما هم آخر جزء این اسرار قرآنی شدیم

 

آسمان چشم ما هجده قمر را دید و بعد؛

در خسوفی مات خون روی پیشانی شدیم

قد خم، چشم کبود و موی از داغت سپید

همنشین گریه ها و اشک پنهانی شدیم

 

 

مختصر گویم ، گلویم نا ندارد جان تو

از کبودی ها حسین جان! مادر ثانی شدیم

 

مثل پروانه به گرد شمع رویت پر زدیم

سوختیم و کشته آن رأس نورانی شدیم

 

گرد خاکستر به رویت بود و قدری هم گلاب؛

بغض خولی در دل و مدیون نصرانی شدیم

 

 

تا تو رفتی و علمدار و علی اکبرت؛

زینت هر مجلس عصیان و مهمانی شدیم

 

کوفه و شام و هیاهو و صدا و هلهله

چون اسیران وارد شهری چراغانی شدیم

 

کربلای دیگری در کوفه برپا گشته بود

تازه آنجا غصه دار مسلم و هانی شدیم

 

ما که آبادانی هفت آسمان از عشق ماست

در کنار کاخ ظلمت، وقف ویرانی شدیم

 

آیه آیه بر لبت شرح فراق زینب است

در خرابه غرق آن آوای روحانی شدیم

 

 

اینهمه خواندم ولیکن بغض دلها وا نشد؛

ما چهل روز است در این غصه زندانی شدیم

 

ح.م

 

اگر زینب نبود

بسم الله


مسمطی برگرفته از شعر فوق العاده قادر طهماسبی(فرید)


 درد دلها، بی دوا می ماند اگر زینب نبود/ بغض غم در حلق ما می ماند اگر زینب نبود

آسمان بی مقتدا می ماند اگر زینب نبود/سرّ نی در نینوا می ماند اگر زینب نبود


 کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود

 

 


پرده چشمان دل پر می شد از اکران رنگ/ واقعا میشد در این بحبوحه ها حیران رنگ

قلب صاف و ساده در این فتنه و بحران رنگ/چهره سرخ حقیقت بعد از آن توفان رنگ

پشت ابری از ریا می‌ماند اگر زینب نبود

 

مرجع کل ضمائر، آبروی واژگان / قبله آمال دلهای همه آزادگان

اشک جاری گشته از پهنای بحر دیدگان/چشمه فریاد مظلومیت لب‌تشنگان


 در کویر تفته جا می‌ماند اگر زینب نبود

 

آسمان از غصه اش افتاد، در چنگ سکوت/عاقبت یک لحظه ای رخ داد، در چنگ سکوت

آن طرف تر مانده تا اجساد در چنگ سکوت/زخمه زخمی‌ترین فریاد، در چنگ سکوت


  از طراز نغمه وا می‌ماند اگر زینب نبود

 

در غروب سرخ اکبر؛ استخوان اشک سرخ/در میان نطق دلبر، استخوان اشک سرخ

گشته بر دل داغ دیگر، استخوان اشک سرخ/در طلوع داغ اصغر، استخوان اشک سرخ


 در گلوی چشم‌ها می‌ماند اگر زینب نبود

 

میرسد هر لحظه بوی یاس مادر بر مشام/در کنار بوته ای دردانه ی ناز امام

اسب بابا آمده تا ساحل امن خیام/ذوالجناح دادخواهی، بی‌سوار و بی‌لگام


در بیابان‌ها رها می‌ماند اگر زینب نبود

 

واقعا با یک نگاهش شد دعاها مستجاب/نوح ِ کشتی بان دریای هجوم اضطراب

اعتقاد راسخی دارم که با این احتساب/در عبور از بستر تاریخ، سیل انقلاب


 پشت کوه فتنه‌ها می‌ماند اگر زینب نبود


ح.م

 

هجده ستاره


بسم الله


کهکشان نگاه این بانو

داغ هجده ستاره را دیده ست

 

تا رسیده ست بر سر گودال؛
نفس در شماره را دیده ست

 

جای بوسیدنی ترین حنجر

گردن پاره پاره را دیده ست

 

روی جسمی که زینت عرش است

رقص صدها سواره را دیده ست

 

روی موهای طفل دردانه ش

جای چنگ شراره را دیده ست

 

کوچه یک دانه اش حسن را کشت

کوچه های دوباره را دیده ست

 

چشم او محو چشم سقا بود

ناگهان یک اشاره را دیده ست

 

سر که چرخیده سوی یک بازار

چشم او گاهُواره را دیده ست

 

بی خودی نیست قامتش خم شد

داغ هجده ستاره را دیده ست

 

ح.م


شب است و....

بسم الله

 

از زبان بی بی زینب(س)


شب است و حریق است و آه است و من

شب است و خدا هست و ماه است و من

 

شب است و من و لشگر بچه ها

و صحرا پر از یک سپاه است و من

 

دگر خیمه ای نیست،...آواره ایم

یکی کودکت قعر چاه است و من؛

 

نمیدانم اخر چه کارش کنم؛

خدا هم به این غم گواه است و من؛

 

فقط سر به زیرم حسین جان من!

خدا هست و روی سیاه است و من

 

برای دل طفل دردانه ات؛

فقط بوته ها یک پناه است و من

 

سرت همچو خورشید بالای نی

دل شب شبیه پگاه است و من

 

نگاهت مرا می کشد عاقبت 

بیابان بیابان که راه است و من 

 

ح.م

فرماندهیِ کل قوایی به قلب ما

 

بسم الله...

بداهه هایی که مشکلات وزنی اش حاصل حال خراب شاعر است.

 

 

چشمی دوباره سوخته از حجم ِدودها
آقا سلام!...به کوری چشم حسود ها

یک پاسخی بده آقا که حظ کنیم
بیهوده نیست عرض سلام و درود ها

الساعه!..العجل! ای صاحب الزمان!
ذکر مدام ما شده حین سجود ها

یا ایها العزیز !... جان رقیه شتاب کن
دشمن شکسته حرمت کل  قیود ها

حالا برای عمه تان نقشه میکشند
آقا!..حرم!...دوباره هجمه  بی وجود ها

دیگر مجال شعر و غزل نیست جان تو
چشم انتظار تو ست چشم تمام شهود ها

فرماندهیِ کل قوایی به قلب ما
فرمان بده، سر می نهند تمام جنود ها

ح.م

 

داغ بر داغ و  دلم قطره ای نم می خواهد
دلبرم قلب مرا خانه ی غم میخواهد
مثل یک طفل یتیمی که پریشان شده است
قلب من گوشه ای از صحن حرم می خواهد
دست من نیست که دلشوره گرفتم اینجا
حرم عمه ی سادات دلم می خواهد
چند وقتی ست از آن نیزه که بر قلب حسین؛
آن حرامی زده، من کل تنم میخواهد 
آه...نزدیک شدن به قبر زینب(س)؟..هیهات!
این که در حد تو نیست، جنّم می خواهد
ح.م

یا علی مددی...


حلالم کن...

 

بسم الله

 

از زبان بی بی زینب (س)...

 

هلالی گشته ای ای ماه ِ کنعانی...حلالم کن
الا ای یوسف در چاه زندانی...حلالم کن

کدامین چاه؟ یوسف نه!...تو سالار منی امّا؛
در این صحرا اسیر نیزه دارانی...حلالم کن

چه زیباتر شدی بالای آن نیزه... بنفسی انت
تو همواره به قرص ماه می مانی...حلالم کن

به جنگ سنگ ها رفتی که اینگونه تَرک خوردی؟
چرا خونی شده بالای پیشانی؟...حلالم کن

میان قتله گه از یاد من رفت این سوال سخت:
عبایت کو؟...چرا اینگونه عریانی؟...حلالم کن

هجوم هلهله آزرده کرده گوش جانم را
کمی قرآن بخوان با صوت روحانی...حلالم کن

چقدر زیباست این آیه، به یاد مادر افتادم
همین طوری تو یاسین را که میخوانی...حلالم کن

امانت دار خوبی هم نبودم ای برادر جان!
به رویم هم نیاوردی ، که میدانی...حلالم کن

نگاهم کن!...مبند چشمان خود را غیرت الله
ببخشا بر من این گیسو پریشانی...حلالم کن

از اول هم به تو گفتم به طفلانت نظر دارند
چرا ای مرد من! اینگونه حیرانی؟...حلالم کن

مخور غصه!...نفس دارم...جواب خصم تو با من
زنم بر هم  بساط بزم و مهمانی...حلالم کن

حلالم کن که اصلا کودکانت را نگه کردند
کمی حایل شدم اما...نمیدانی...حلالم کن


برایت مادری کردم حسین!... حالا پدر باش!
نوازش کن مرا بابای بارانی...حلالم کن

ندارد خواهرت چیزی  به جز این جان ناقابل
بیا و قبل این که با نگاه خویش بستانی...حلالم کن

 

ح.م


امام حسين (ع)

مَاذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ وَ مَا الّذِى فَقَدَ مَنْ وَجَدَكَ؟

پروردگارا! آن كه تو را نيافت، چه يافت و آن كه تو را يافت، چه از دست داد؟

امام علی (ع)

اِعْجابُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ دَلیلٌ عَلى ضَعْفِ عَقْلِهِ

فخر کردن انسان به خودش، نشانه کم عقلى او مى باشد.

امام رضا (ع)

صَديقُ كُلِّ امْرِء عَقْلُهُ وَ عَدُوُّهُ جَهْلُهُ

دوست هر كس عقل او، و دشمنش جهل اوست.

قلم شکسته

تا در شکست، سینه شکست و قلم شکست

با ما در ارتباط باشيد

ما دوست داريم از نظرات شما در اطلاع باشيم

تماس با ما

پست الکترونیک

Hanif41999@Gmail.com

پست الکترونيک

منتظر تماس تان هستيم