قلم شکسته

تا در شکست، سینه شکست و قلم شکست

به نام خالق اشک

قلم شکسته

تا در شکست، سینه شکست و قلم شکست

يكشنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۷، ۰۳:۵۰ ب.ظ

قلم شکسته

حنیف منتظرقائم

درباره سايت

about
متاسفانه امکان درج خودکار کادر جستجو یا جعبه دنبال کنندگان در این قالب وجود ندارد، لطفا برای درج از حالت دستی استفاده نمایید.

توضیحات

إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِیفًا

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

اطلاعات سايت

client
client
client
client
client
client
client
client
client
client
client
client

تصاویر برگزیده

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

شیر سرخ


بسم الله

 

این ظرف ِ شیر های تازه برایم مفید نیست

شیرش اگر چه سفید میزند اما سفید نیست

 

من در پیاله خون تو را دیده ام حسین(ع)

این شهر ِکوفه ، سرخی شیرش بعید نیست

 

این اشک های دیده چونان نامه ها به توست

بی اعتبار تر ز کوفیِ پست و پلید نیست

 

این کاسه های شیر که به خنجر بدل شوند

آن صحنه ها برای تو دیگر جدید نیست

 

بابا! قسم به سرخی خون گلوی تو

شیطان به روسیاهی قلب یزید نیست

 

تنها میان دشت بلا می روی حسین(ع)

بابا کسی شبیه تو دیگر شهید نیست

 

عباس را خدای تو از بهر تو آفرید

دیگر حسین ِ فاطمه(س) فرداً وحید نیست

 

آن پرچمی که دست تو دادم به او بده؛

کس چون امیر علقمه قدّش رشید نیست

 

سقا که هست، خاطرم از تو که راحت است

این قفل بغض قلب حسن(ع) را کلید نیست

 

بابا! دلم عجیب پریشان مجتبی ست

آن غصه کم ز قدرت و سوز اسید نیست

 

او هم به جام زهر اسیر است و بی گمان،

آن ظرف شیر های تازه برایش مفید نیست

ح.م


سخت می شود...

برای روضه 5 شنبه شب حاج منصور، مسجد ارک

بسم الله

ما تحبس الدعا شدگان را نگاه کن
روضه بدون ذکر و دعا سخت می شود

گاهی میان ذکر غریبانه از کمیل
خواندن ز سید الشهدا سخت می شود

مداح پیر نام تو را میبرد هنوز
هر جا که کار روضه به ما سخت می شود

شرمنده ایم طاقتمان کم شده ولی،
این روضه ها به جان شما سخت می شود

سقا تویی...تشنه ی مشک محبتیم
دست بریده...قد دوتا...سخت میشود

تو کاشف تمام کروبی ز قلب عشق
بی تو که کار زینب کبری سخت می شود

شاعر دوباره ناظر یک صحنه ای شده ست
وقت غروب...یک زن تنها...سخت میشود

دیگر زبان شعر به لکنت رسیده است
نیزه برای رأس جدا؟.....سخت میشود

باید دوباره نام تو را بر زبان بریم
هر جا که کار روضه به ما سخت می شود

ح.م

کلید

 

 

کلید

بسم الله

کمی شعر جدیدم فرق دارد
و تاکید اکیدم فرق دارد

و نحن اقرب..صدباره گفتم:
که من حبل الورید م فرق دارد

در باغ بهشتت باز باز است
که من اصلا  کلیدم فرق دارد

ح.م

همنام تو ام...

 

بسم الله

همنام تو ام...

 

من کبوتر شده ام جلد همین بام تو ام

صید بیچاره منم، یکسره در دام توام

گوش نامحرم من، داغ دل زار سروش

دل پریشان شده از غربت پیغام تو ام

سر به زیرم به خدا، تشنه ی "ارفع رأسک"
"هل من..."ت را نشنیدم ولی همگام تو ام

گاهی این غیرت سلمانی "منا اهل..." م

دلخوشم کرده خیالی که ز اقوام تو ام

نام تو موجب سرزندگی هر غزلم

من مسیحا شده از عزت اسلام تو ام

به دو عالم به خدا فخر دگر نیست مرا

مادرت مرحمتی کرده که همنام تو ام

 

ح.م


با تو بوده ام...

 

همینجوری به این دل سیاه رسید این ابیات
از داغ دل ضریح قدیمی گفتن، سخت است


با تو بوده ام...

با ناله های زائر تو، من گریستم
هر صبح و شام..در همه حال با تو بوده ام
من لهجه ام شبیه تو آقا ،عراقی است
شوخی که نیست اینهمه سال با تو بوده ام
.
.
.
دیگر ضریح تازه رسیده...مبارک است
حتی در آخرین مجال با تو بوده ام


ح.م

ما رأیت الا تو...

بسم الله 


برای پیاده روی اربعین 91


جان عاشقم هر شب، گرم گفتگو با تو
از نجف مرا آورد، پای خسته ام تا تو

یک وساطت ساقی عاقبت به خیرم کرد
کربلا به من دادی از نگاه سقا، تو

غرق موهبت بودم در میان موکِب ها؛
در مسیر احسانت ما رأیت الا تو

پای آبله دار و جسم خاکی و خسته؛
پس قبول کن ارباب! این قلیل از ما تو

ح.م

حلالم کن...

 

بسم الله

 

از زبان بی بی زینب (س)...

 

هلالی گشته ای ای ماه ِ کنعانی...حلالم کن
الا ای یوسف در چاه زندانی...حلالم کن

کدامین چاه؟ یوسف نه!...تو سالار منی امّا؛
در این صحرا اسیر نیزه دارانی...حلالم کن

چه زیباتر شدی بالای آن نیزه... بنفسی انت
تو همواره به قرص ماه می مانی...حلالم کن

به جنگ سنگ ها رفتی که اینگونه تَرک خوردی؟
چرا خونی شده بالای پیشانی؟...حلالم کن

میان قتله گه از یاد من رفت این سوال سخت:
عبایت کو؟...چرا اینگونه عریانی؟...حلالم کن

هجوم هلهله آزرده کرده گوش جانم را
کمی قرآن بخوان با صوت روحانی...حلالم کن

چقدر زیباست این آیه، به یاد مادر افتادم
همین طوری تو یاسین را که میخوانی...حلالم کن

امانت دار خوبی هم نبودم ای برادر جان!
به رویم هم نیاوردی ، که میدانی...حلالم کن

نگاهم کن!...مبند چشمان خود را غیرت الله
ببخشا بر من این گیسو پریشانی...حلالم کن

از اول هم به تو گفتم به طفلانت نظر دارند
چرا ای مرد من! اینگونه حیرانی؟...حلالم کن

مخور غصه!...نفس دارم...جواب خصم تو با من
زنم بر هم  بساط بزم و مهمانی...حلالم کن

حلالم کن که اصلا کودکانت را نگه کردند
کمی حایل شدم اما...نمیدانی...حلالم کن


برایت مادری کردم حسین!... حالا پدر باش!
نوازش کن مرا بابای بارانی...حلالم کن

ندارد خواهرت چیزی  به جز این جان ناقابل
بیا و قبل این که با نگاه خویش بستانی...حلالم کن

 

ح.م


اربعین

 
شیعه یعنی تشنه ی ماء معین
مات عاشورا، هلاک اربعین
شیعه یعنی معنی "کرب" و "بلا"
پا برهنه از نجف تا کربلا
 
ح.م

رویا...

بسم الله

ای تو رویای شبم، ای حسرت بیداری ام
بوی سیبت هم دوا، هم علت بیماری ام


یک قدم مانده به تو، همواره خوابم برده است
ای که دوری از شما کفّاره ی بی عاری ام


دفتر شعرم پر از تکرار هایی از «من» است
من خجالت میکشم از خواهش تکراری ام


من حریف حیله و نیرنگ نفسم می شوم
یک قدم برداری آقا گر به جانبداری ام


آخرین باری که دل تا ساحت گنبد رسید
زیر پرچم ناله زد : « آقا! نگه میداری ام؟»


از نفیر ناله اش آتش به جان واژه هاست
همچو ققنوسی دمادم وقف آه و زاری ام


آنقدر از پیش چشمان شما رد می شوم
شاید آخر اشتباهی هم شده، بشماری ام


یـــ...ا....حــُ...حســِ..ین...دستان لرزانم بگیر
خسته ام، آقا ببخش این لکنت گفتاری ام

 ح.م

طائر عشق

 

بسم الله

صحبت کوی تو شد ، خواب حرامم آمد

قرعه ی عاشقـــیـــت باز به نـــامم  آمد

هوس ضامن آهو به سرم بود ولی...

تو از آن سو به مشامم آمد بوی سیب

غرق در همهمه ی شهر نیامد بر گوش...

آن «علیک» ی که پی ِ صوت سلامم آمد

جان کاغـذ همه از خون قــلم می نوشد...

این چه داغیست که از هــرم کلامــم آمد؟

بارالها! چه شده؟...باز دلم آشوب است

این چه لکّی ست که بر ماه ِ تمامم آمد؟

باز از عشق حسین دم زدم و چون هر بار

ماه نیلی پیمبر به دل تیره ی شامم آمد

گاه در خانه ی ضامن ، گهی در کرب و بلا

طائر عشق گمانم که به نزدیکی بامم آمد

 

(4/3/89-2 بامداد)

ح.م

امام حسين (ع)

مَاذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ وَ مَا الّذِى فَقَدَ مَنْ وَجَدَكَ؟

پروردگارا! آن كه تو را نيافت، چه يافت و آن كه تو را يافت، چه از دست داد؟

امام علی (ع)

اِعْجابُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ دَلیلٌ عَلى ضَعْفِ عَقْلِهِ

فخر کردن انسان به خودش، نشانه کم عقلى او مى باشد.

امام رضا (ع)

صَديقُ كُلِّ امْرِء عَقْلُهُ وَ عَدُوُّهُ جَهْلُهُ

دوست هر كس عقل او، و دشمنش جهل اوست.

قلم شکسته

تا در شکست، سینه شکست و قلم شکست

با ما در ارتباط باشيد

ما دوست داريم از نظرات شما در اطلاع باشيم

تماس با ما

پست الکترونیک

Hanif41999@Gmail.com

پست الکترونيک

منتظر تماس تان هستيم