بسم الله

 

برسم کاش من امشب به وصال حرمت

ماه و خورشید کجا، وصف جمال حرمت؟

 

خواب در چشم تر زائرتان می شکند

بس که  دیوانه کننده ست خیال حرمت

 

«بأبی أنت و امّی» ِ مرا باور کن!

همه ی دار و ندارم، همه مال حرمت

 

نه به امید شفا، آمده ام جان بدهم

جان ناقابل ما نیز حلال حرمت

 

از حریم تو که تا کرب و بلا راهی نیست؛

کمکی تا بپرم من به دو بال حرمت

 

ح.م