بسم الله

چون باغ رد شده از نوبهار عمر
بر عمر رفته ز کف گریه می کنم

مبهوت جذبه ی ایوانی از طلا
بر خاطرات نجف گریه می کنم

دارایی ام، دو سه قطره، همین وبس
چون دُر به قلب صدف، گریه می کنم

کل ملائکه در صف به انتظار؛
من هم که آخر ِ صف گریه می کنم

فارغ ز علت و معلول اشک ها
اینجا بدون هدف گریه می کنم

این گریه وقف تو و خاندان توست
من بهر کسب شرف گریه می کنم

دلتنگ روی تو هستم..نگاه کن
بر خاطرات نجف گریه می کنم


ح.م