قلم شکسته

این قلم بشکسته و مبهوت روی مادر است

بسم الله


این قلب پاره پاره گمانم نمی زند

حالا من آمدم که بمانم، نمی زند

 

در گیر و دار جنگ دلم با زمانه، عشق؛

مهری به نامه های امانم نمی زند

 

من مستحق به سیلی قهر غزل شدم

اما قسم به اشک روانم....نمی زند

 

درگیر روزه های سکوت است شعر من؛

حرفی برای راحت جانم نمی زند

 

باید برای کاغذ و دفتر نفس شوی

وقتی که نبض شعر جوانم نمی زند

 

تنها تویی که با دل من صاف و ساده ای

کس جز تو سر به راز نهانم نمی زند

 

جز رنگ چشم های تو نقاش زندگی

رنگی دگر به سقف جهانم نمی زند

 

من تازه با نگاه تو شاعر شدم، بمان

بی تو که نبض شعر جوانم نمی زند


ح.م



  • حنیف منتظرقائم

نظرات (۳)

  • دلتنگ کربلا
  • نمیدونم چرا یاد این نوحه افتادم:

    اگر میتوانی بمانی بمان
    عزیزم تو خیلی جوانی بمان
    :"(
    بمیرم
    طیب الله
    التماس دعا
    یاعلی
    پاسخ:
    سلام علیکم
    ممنون از لطف شما
    محتاجیم به دعا
    یا علی مددی
    سلام و نور

    نبض شعر که بیافتد به طره‌ی مویی، باید کلمات را از باد عاریه گرفت.
    پاسخ:
    و علیکم السلام
    التماس دعا
    یا علی مددی
  • ریحانه بانو
  • ازدواج آسمانی


    سلسله جلسات سبک زندگی


    همایش اول:‌ازدواج      (  به مناسبت سالروز ازدواج حضرت زهرا(س) و حضرت علی(ع)  )


    سخنران: سرکار خانم حمیز(استاد حوزه و دانشگاه)


    زمان: 1392/07/16       ساعت: 14 الی 17


    مکان: بوستان ولایت- شهربانو  (ویژه بانوان)


    موسسه فرهنگی هنری حلما

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    <