بسم الله

 

بعد واقعه رسیده بودی باران

ای کاش کمی دویده بودی باران

 

از بهر تو هم دعا به لب داشت حسین(ع)

ای وای اگر شنیده بودی باران

 

اشکی که ز گونه علمدار چکید

پنهان ز همه، تو دیده بودی باران

 

راه را بر پسر حضرت دریا بستند

کاش راه دگری گزیده بودی باران

 

خون مانع دید اسب اکبر(ع) شد...کاش؛

دستی به سرش کشیده بودی باران

 

شاید که برای اصغرش کافی بود

یک قطره اگر چکیده بودی باران

 

آندم که به خون خود شنا میکرد عشق

ای کاش به خون تپیده بودی باران

 

ح.م